تبليغاتX
به نام یگانه هستی بخش عالم

به نام یگانه هستی بخش عالم

? اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر شهوت نفس لذت نخوانی





? از سینه تنگم دل دیوانه گریزد
دیوانه عجب نیست که از خانه گریزد



? عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماری دل



? روزاحباب تو نورانی الی یوم الحساب
روزاعدای تو ظلمانی الی یوم القیام



? دیوانه کرد آرزوی وصل او مرا
از سر برون نمی‌رود این آرزو مر



? گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید



? آنکةعاشقانةخندیدخندهای منودزدید
پشت پلک مهربونی خواب یک توطئةمیدید



? تورامیبینم ومیلم زیادت میشود هردم
تورامیبینم ودردم زیادت میشود دردم



? هرکسی هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخیالم که همه کاروکسم شد



? نیازارم ز خود هرگز دلی را
که می ترسم در آن جای تو باشد



? گر بی خبر آمدیم به کوی تو، دور نیست
فرصت نیافتیم که خود را خبر کنیم



? گرچه میدانم نمی‌آید،ولی هردم از شوق
سوی درمی‌آیم و هرسو،نگاهی میکنم



? از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
این اتش عشق است نسوزد همه کس را



? آورم پیش تو از شوق پیام دگران
گویمت تا سخن خویش به نام دگران



? من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم



? گاه گاهی به من ازمهر پیامی بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار



? غمی خواهم که غمخوارم تو باشی
دلی خواهم که دل آزارم تو باشی



? گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند
حاشا که مشتری سر مویی زیان کند



? گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نیست بگو راست بگو



? صبر در جور و جفای تو غلط بود غلط
تکیه بر عهد و وفای تو غلط بود غلط



? گرچه هرلحظه زبیداد تو خونین جگرم
هم بجان توکه ازجان بتو مشتاق ترم



? غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر
شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر



? دل که آشفته روی تو نباشد دل نیست
آنکه دیوانه خال تو نشد عاقل نیست



? زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم
چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم



? تو کیستی،که اینگونه،بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم



? بشنو از نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند

نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 19 تیر1387 ساعت 14:12 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://eshghezodgozar.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design