سلام به همه خوبین؟
الان که دارم اینو مینویسم خیلی خسته هستم
چند ساعتی نمیشه که از جنگل اومدم جای شما خالی خیلی حال داد
راستش امروز رفتیم جنگل از همه جا خوردیم دیگه
می خوام یه کمیرو براتون بگم :
صبح ساعت ۸:۲۰ خواب بودم دیدم صدام می زنن دوستم اومد گفت بریم جنگل. منم مست خواب(دیشبش دیر خوابیده بودم) بیدار شدم .
چای خوردم موتورو روشن کردم رفتیم طرف بچه های دیگه. پسر خالم به یکی از دوستای دیگه. خلاصه تا بچه ها با وسایل ها رو ردیف کنیم سا عت شد ۱۲( تفریح ما سالمه چیز خطرناک نداشتیم
) تازه راه افتادیم.
از یه راهی رفتیم طرف بالا در حدود ۵ کیلومتر ریسدیم به یه جا که گل بود موتور رد نمی شد اقا چشمتون روز بد نبینه این راهو برگشتیم از یه راه دیگه رفتیم
.
از اون راه هم رفتیم در حدود ۸ ک.م. خدایا به امید تو موتور دوستم پنچر شد( از شانس ما آچار همرامون بود) چرخ موتور باز کردیم آوردیم آپاراتی حالا ساعت ۱۳:۱۵ دقیقه. ژنچری گرفتیم دوباره برگشتیم.
خلاصه با هزار مکافات رفتیم یه ۷ ک.م. بالاتر که با هم می شد ۱۵ ک.م.
اینجا یه بچه محل دیدیم یه موتور هوندا ۲۵۰ با خانومش بود اومدیم پیشش گفتیم اقا کمک کنیم .از شانس ما موتور مارو گرفت دوباره خانومشو رسوند پیش خونوادش بعد ما چی چرخ موتورشو باز کردیم(اومدیم ثواب کنیم کباب شدیم
).ای خدا شکرت
اومدیم خلاصه نشستیم یه جا.جای شما خالی آتیش برا کردیم.بعد یه کم هله حوله داشتیم کباب رو آتیش میذاشتیم که بارون شروع کرد
.ما هم ماشالا خوش شانس اینجا هم موندیم تو بارون کباب زدیم. هر طور که بود بارون بند اومد ما هم از فرصت استفاده و حرکت یه سمت خونه.
وسط راه پسر خالم یه خورده گل میگیره از راه ژرتاپ می کنه طرف یکی از دوستا.اون هم می خواست کم نیاره گل گرفت زد به پسر خاله من.این بزن اون بزن ۴ نفری اوفتادیم رو هم یه خیلی گل بازی کردیم تمام ملت از تو راه مارو دیدن.ولی کلی حال کردیم بهترین جاش که خوش گذشت همین جاش بود ولی جای تمیز رو لباسمون نبود.دیگه بالاخره با هزار مکافات امدیم خونه.
جای همیگی خالیییییییییییییییییییی
یه عکس هم از جنگل محل میذارم ببینین حالشو ببرین

نوشته شده توسط علی در جمعه 21 تیر1387 ساعت 22:23 |
لینک ثابت |