هوای شهر دلم چون،زغصه دلگیر است
بـه انتظار نگاهت ، دلم ز غم پیــر است
ز بسکه چشـم دلم شـد، به راه تو گریان
بـرای دیـدن رویت، دلم زمین گیر است
ز تاب طرّه ات ای جان، دلم شود بی تاب
به دام زلف سیاهت ، دلم به زنجیر است
اگـرچه از غم هجرت ، حـزینم و خسـته
حدیث ناله این دل،چه جای تفسیر است
شکــسته ام ز فراقت ، بیـا تویی مـرهم
نشان هجر تو بر دل،چو زخم شمشیر است
ز کی نشـان تو پرسـم؟ کجـا تـرا یابم؟
دگــر نمــانده توانی ، بیا بیا دیـر است
نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 27 تیر1387 ساعت 0:31 |
لینک ثابت |